تبليغاتX

مهرهرمز

مهرهرمز

اسب در ادبیات داستانی معاصر

در ادبیات داستانی معاصر نيز ـ گرچه نه به اندازه گذشته ـ داستانهايی نوشته شده که شخصيت اصلی آن اسب می باشد.سعی کردم دو تا از بهترين داستان هايی که نويسنده توانسته به نحو تأثيرگذار و عالی، اين حيوان نجيب را شخصيت پردازی کند، به همراه داستانکی از خودم که در واقع بخشی از رمان تاریخی   (سیاوش انوشک) است، يکجا گرد آوری کنم و در اختيار علاقمندان قرار دهم.

 

 

ادامه مطلب
+ شنبه 7 بهمن1385 |
جدایی

آنقدر دوستش داشت که قبول کرد با پای خودش بيايد. بعد تا بخود آمد فهمید همه چیز به پایان رسیده است. حال و روز کسانی را داشت که لحظه وداع، تازه میفهمند چه اتفاقی افتاده است و نمیخواهند دمهای آخر را از دست بدهند. هنوز دفتر اصلی را امضا نکرده بود. خواست توی سالن انتظار از این دمهای پرارزش واپسين استفاده کند. هر دو روی نیمکت نشستند. زن سرش را پایین انداخت و به زمين خيره شد. موزاييک های کف چرکی و سياه بود. احساس کرد همه چیز سیاه است. 


ادامه مطلب
+ یکشنبه 8 مرداد1385 |