صادق هدایت و «مذکر ـ مونث» زبان فارسی
در دفتر مجله [سخن] نشسته بودیم، هدایت هم با ما بود. من نامههایی را که پست آورده بود میخواندم تا اگر ارزش ندارد در ظرف آشغال بریزم و اگر جوابی لازم داشته باشد در تحت «سخن و خوانندگان» بدهم، گاهی هم اگر نکتهی قابل توجهای در نامه بود آن را به هدایت نشان بدهم و مشورت کنم.
یکی از این نامههای وارده به این مضمون بود که: «بدبختی فارسی زبان این است که زبانش قید مذکر و مونث ندارد و این نقیصه را رفع نمیتوان کرد.»
نامه را به صدای بلند خواندم. همکاران خندیدند. اما هدایت بی آنکه بخندد یا تعجب کند؛ رو به من کرد و گفت به نویسندهی این نامه جواب بده که به خلاف تصور او فارسی خیلی هم مذکر و مونث دارد. مثلا لغتهای: «زنبور»، «زنجبیل»، «زنبیل»، «زنجان»، «زنبر»، «زنبق»، «زنجیر»، زنگبار» «زنگوله» و بسیاری مثالهای دیگر مونث هستند. بعضی کلمات هم مذکر هستند مثل: «نردبان»، «مردنگی»، «نرماشیر». مابقی کلمات فارسی هم که خنثی هستند.
بخش کوتاهی از «خاطرات ادبی» نوشته دکتر پرویز ناتل خانلری

