سوسلنگ *
متن ويرايش شده
پرتوی آفتاب پاييزی از فراز تک درخت تنومند چنار، خودش را روی برکه آبِ لجنزار پهن کرده بود. جايی که آبشخور اهالی آبادی بود. نزديک برکه؛ دشت کوچکی بود با رمه اهالی، بزهای سياه و گوسفندهای سفيد پشمالو؛ به همراه چند گاو بزرگ و قهوهای
+ نوشته شده در ساعت توسط
|