آنالیز و تشریح روح داستان

در بخش نخست به جسم داستان پرداختم، «کالبد شکافی جسم داستان ـ بخش یکم»  در این بخش می‌خواهم به روح داستان بپردازم. گرچه این دو موضوع در یک داستان نمی‌تواند جدا از هم باشد. اما این تفکیک تنها برای بررسی و شناخت عناصر داستان انجام می‌شود.

یک نوشته زمانی داستان محسوب می‌شود که هم جسم داشته باشد و هم روح. ـ گرچه گاهی نویسندگان حرفه‌ای به عمد یکی از این دو بخش را برجسته یا کم‌رنگ می‌کنند.ـ اما این امر حتمن دلیلی دارد. به عبارتی نویسنده نمی‌تواند بدون دلیل یک بخش از داستانش ضعیف‌تر باشد.
ادامه نوشته

مروری گذرا به چند داستان از «ترانه جوانبخت»

توضیح: این مرور  اینجا   نیز منتشر شده است.

            داستان های نویسنده را می توانید  اینجا    بخوانید. 

میخواهم داستانهای نویسندهای را مرور و بررسی کنم که شخصیت بسیار جالبی دارد.

«ترانه‌ جوان‌بخت»، نویسنده ای که سن زیادی ندارد اما در چندین رشته و مبحث ـ که بعضا ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند ـ فعالیت دارد و آثاری هم منتشر کرده است. چنین اراده و توانی برای من علاوه بر اینکه غیرممکن؛ به نوعی غبطهانگیز است. بنا به گفته دکتر براهنی: «نمیدانم چطور خواهید توانست این همه زبان را اداره کنید؛ کار شاق و وقتگیری است.»

در باره داستانهای نویسنده لازم است اشاره کنم که یک تم مشخص در همه آنها وجوددارد. تمی که نوعی ويژگی برای او محسوب شده است. ويژگی که بیشک برآیند تفکر فلسفی نویسنده است.

ادامه نوشته

داستانی از گذشته:  همه چی به سرعت گذشت

مراسم تو باغ کارخانه برگزار شده بود. میهمانان زیادی دعوت نشده بودند، اما کسانی که می آمدند همگی سرشناس و مهم بودند. مدیر کل انبار گمرکات استان یکی از آن ها بود. بهتر است بگویم میهمانی بخاطر او برگزار شده است. قرار بود من با مدیر کل آشنا شوم و در باره

ادامه نوشته

اولین نوشته ام در غربت

همسر مهربانم؛ اميدوارم خوب و تندرست باشي. بيش از هر چيز مرا ببخش از حرفهای چند شب پيش که پای تلفن زدم. گرچه میدانم برای تو که سالها به عادتها و ديوانگیام آشنا هستی، اين موضوع چندان عجيب نيست. آخر چرا بايد هر حرفی را مرتب تکرار کنم. مثلن همين هاينريش بُل را مي گويم.
ادامه نوشته

چگونه می توان معضلات «سنت» را پنهان کرد. [نگاهی به سریال «مرگ تدریجی یک رویا»]

موضوع «سنت» و «مدرنیته» یکی از موارد مهم و اساسی جامعه ایران است؛ و البته بحرانی‌ترین چالش که جامعه ایرانی اکنون با آن مواجه است.

مواردی از اين دست که: آیا سنت‏زدايى كامل ضرورت دارد و مطلوب است؟ آیا آدمی میتواند یکسره از سنت ببرد؟ آیا سنت هیچ معضلاتی ندارد؟ آیا بریدن از سنت؛ به معنای مدرن شدن است؟ آیا متجدین بحرانهای روحی و روانی ندارند؟ آیا میتوان جوامع متجدد را سرلوحه و الگو قرار داد؟ و پرسشهای بسیار دیگری که همواره برای ایرانی ـ بويژه از سوی اندیشمندان و روشنفکران ـ مورد توجه بوده است و همیشه به گونهای به آن پرداخته شده است.

ادامه نوشته

برای سالگرد مادر

امروز باز سالگرد مادر است. تلخ است، و دوری وطن این تلخی را بیشتر کرده است. اما یک موضوع دیگه ای بود که خیلی افسرده ام کرد.

امروز روز بیکاری ام! بود؛ اما از صبح بیشتر از ده بار به بهانه ای رفتم بیرون. اما توی هوای سرد چقدر می توانستم بیرون بمانم. آشنایی هم نیست. مگه همین یکی دو تا آشنای هم که هستند؛ می شود بدون خبر رفت سراغشان. هر بار بی حوصله می شدم می رفتم بیرون، اما زود برمی گشتم. تا این که شب شد و نشستم پای تلویزیون ایران. 
ادامه نوشته

آنالیز، کالبد شکافی و تشریح داستان

یک داستان ـ در یک تعریف کلی ـ از دو بخش تشکیل شده است. جسم و روح.
داستان ترکیبی از واقعیت و ذهنیات است. يا ترکیبی از واژه و ذهن. اولی جسم داستان است و دومی روح آن. پس نخست به بخش اول «کالبد داستان» می
پردازم. 
ادامه نوشته

«حس آمیزی» در داستان

نویسندگان تجربیات خود را بوسیله حواس به مخاطب منتقل می کنند. به عبارتی نویسنده پیش از هر کاری برای 

انتقال؛ از حواس پنجگانه سود میبرد. ـ صدا را میشنویم، بو را استشمام میکنیم، رنگ را میبینیم، مزه را میچشیم و اجسام را لمس میکنیم.

اما نویسندگان یا شاعران در خلق یک اثر هنری، ـ برای ایجاد خلاقیت و انتقال مفاهیم و تأثیر مضاعف؛ ـ دو حس یا چند حس را
ادامه نوشته