داستان «اسائه ادب» از صادق چوبک

 

مجموعه داستان خیمه شب بازی که بی­تردید از بهترین داستان­های کوتاه «صادق چوبک» است، علیرغم محبوبیت بسیاری که این کتاب در مدت کوتاهی پیدا کرد، به خاطر داستان "اسائه ادب" تا ده سال بعد اجازه تجدید چاپ دوباره پيدا نکرد، برای همين در چاپ دوم  ـ­آن­هم پس از ممنوعيت ده ساله­ـ به جای داستان «اسائه ادب» شعر  «آه انسان» ...

 

ادامه نوشته

دعوت به ضیافت صدف دریایی

با تاریکی هوا، قطار آرام آرام درون شب فرو میرفت. کوپهها و سالن قطار مملو از مسافر بود. دختری که آرایش غلیظی داشت؛ در سالن درجه یک دنبال جای خالی میگشت. مردی پشت سرش راه افتاده بود و هر جا می­رفت سایه به سایه او را دنبال میکرد. دختر که از پیدا کردن جا ناامید شده بود خودش را نزدیک پنجره رساند و بیرون را ...

ادامه نوشته

مثل خرچنگ

قطار شهری زوزه کشان وارد ایستگاه شد. درست سر ساعت. تأخیری به اندازه ثانیه­ها، نه بیشتر. چه نظمی.

پشت سر مسافران سوار شد. با گذشتن از چند ایستگاه، خود را روی پل آهنی دید که زیر آن رودخانه ساکنی دیده می­شد. نگاهی به آب سیاه و قیرگون رودخانه انداخت، اما تندی نگاهش را دزدید و به ...

 

ادامه نوشته

صادق هدایت و «مذکر ـ مونث» زبان فارسی

در دفتر مجله [سخن] نشسته بودیم، هدایت هم با ما بود. من نامه­هایی را که پست آورده بود می­خواندم تا اگر ارزش ندارد در ظرف آشغال بریزم و اگر جوابی لازم داشته باشد در تحت «سخن و خوانندگان» بدهم، گاهی هم اگر نکته­ی قابل توجه­ای در نامه بود آن را به هدایت نشان بدهم و ...

ادامه نوشته