حدود دو سال پیش مجید مجیدی کارگردان موفق سینما؛ فتوایی علیه عبدالکریم سروش صادر کرد که در نوع خودش جالب بود. [گرچه من نه مدافع سروش هستم و نه نافی مجیدی در مقام کارگردان] اما نوع موضع گیری او که تکفیر شرعی بود جالب توجه است، آنجا که با سخنی از مولوی سعی در کافر بودن سروش اصرار دارد:

"کسی که ادعای مولوی‌شناسی می‌کند و برای او بیش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، بداند که به حکم مرادش مولوی کافر است؛ گرچه قرآن از لب پیغمبر است / هر که گوید حق نگفت آن کافر است. این همه آوازها از شه بود / گرچه از حلقوم عبدالله بود."

بعد هم نتیجه می گیرد:

"اگر آن روز که روشنفکران مذهبی عصمت و علم غیب ائمه را زیر سئوال بردند و نفی کردند یا مسلمات تاریخی چون غدیر و شهادت حضرت زهرا (س) را افسانه خواندند یا مانند همین قلم منحرف زیارت جامعه کبیره را "مرامنامه شیعه غالی" برشمردند سکوت نمی‌کردیم، امروز جسارت را به مرحله پیامبر و قرآن نمی‌رساندند تا علنا پیامبر را فردی عامی و ناآگاه و همسنگ افراد جاهلی بدانند و قرآن، کلام الهی را، محصول بشری بخوانند."

خبرگزاری مهر ـ تاریخ انتشار، تهران: ۱۸:۴۰  ,  ۱۳۸۶/۱۲/۱۴

البته واضح است که منظور ایشان از سکوت نمی کردیم؛ چی است! البته این مطالب بهانه ای شد بنویسم همیشه در طول تاریخ حکومت ها برای مرعوب کردن مخالفان و بستن هر گونه مخالفت، اعتراض، انتقاد و نقدی بر اندیشه حاکم، از کسانی بهره می بردند که میان مردم با نفوذ و صاحب رآی بوده اند، آنهم بوسیله تکفیر سلفی گرایانه؛ با نیت حذف اندیشه مخالف.

***

شريح بن حارث كندى - مشهور به شريح قاضى – نیز یکی از چهره‏هاى شناخته شده ـ قاضی و حاکم شرع ـ بود که نفوذ زیادی روی مردم داشت. [گرچه جزییات زندگانى اين شخص تا حدی دچار ابهام و تناقض بوده است، از جمله جزییات تکفیر امام حسین از سوی او از نکات جالب تاریخ است.] ضمن این که اتهام قضاوت و رآی او عليه حجربن عدى [یکی از یاران و شیعیان امام علی و امام حسن] جای تردیدی نیست.

اما در باره شریح قاضی؛ زمانی که امام حسین حج را نیمه تمام رها کرد تا خود را به کوفه برساند. خطاب به گروه بسیاری که در کوفه منتظر امام بودند؛ سخنانی بر زبان راند که عبيدالله زیاد از آن فتوايى ساخت. معروف است كه وي به خواسته عبيدالله زياد، فتوا داد:

«چون حسين بن علي حج را نیمه تمام گذاشته و بر خليفه وقت خروج كرده است، دفع او بر مسلمانان واجب است.»  

عجیب است این فتواها شبیه هم هستند. عجیب تر این که حکومت ها وقتی این آدمها را می کشند ـ به شهادت می رسانند. ـ تازه از مرده آنها قهرمان ـ شهید ـ می سازند. در حالی که ...

متن روایتی «حکم شرعی» بخشی تدوین نشده و کامل نشده جلد سوم رمان تاریخی «سیاوش انوشک» است. گرچه در حال حاضر مشغول نوشتن جلد دوم آن هستم. دو موضوع باعث شد این مطالب را بنویسم، نخست مناسبت ایام شهادت امام حسین و دوم؛ موضوع یادداشتی که چرا امامان شیعه اشتهایی برای حکومت نداشتند و اکنون حکومت ایران اصرار دارد حکومت دینی را به ائمه بچسباند. که چون بحث آن مفصل است بماند برای بعد.