روشنفکران ـ قدرت ـ مردم [بخش سوم]
توضیح:
جیمز لست، آهنگساز آلمانی و رهبر ارکستر مشهور و معروفی است. او به کشورهای مختلف سفر کرده است و آهنگ های بی کلام ـ چه آثاری از خودش یا دیگران ـ را اجرا کرده است.
زمانی که او به همراه گروه کوچک خود به روسیه سفر کرد و آهنگ های معروف روسی که به شب های مسکو مشهور است، اجرا کرد، نتوانست در مقابل توسعه و پیشرفت های شوروی تعجب خودش را ابراز نکند، برای همین عکسی از سالن مترو روی آلبوم خود منتشر کرد و نوشت: اینجا سالن آمفی تئاتر مسکو نیست، بلکه سالن مترو زیرزمینی مسکو است!

اتحاد جماهیر شوروی که قبل از انقلاب، کشوری غیرصنعتی و عقبافتاده و فقیر قلمداد میشد، به مدد شرایط جدید و سر لوحه قرار دادن آرمان های انقلاب، تا جنگ جهانی دوم؛ کشور را به یک نیروی نظامی قدرتمند تبدیل کردند.
نتیجه این قدرت در پس از جنگ، تفوق سیاسی و تداوم آن برای توسعه و رشد اقتصادی. چنان که رشد فزاینده در صنایع سنگین و صنایع نظامی؛ علتی شد برای رشد دیوانسالاری عظیم حکومت. که این امر خود باعث توجه بیش از حد به تکنوکرات ها و عدم توجه به دیگر اقشار و نیاز های واقعی مردم شد، چیزی که الگوی اقتصادی کشور بشمار رفت.
استالین معتقد بود که باید گسترش توسعه اقتصادی و بخصوص صنایع سنگین را در صدر اولویت قرار دهد و برای تأمین خواسته خود از هیچکاری فروگذاری نکرد. تا جایی که صدای هر اعتراض را از بین برد و هر گونه مخالفتی را درهم کوبید.
او تصور میکرد با داشتن تأسیسات عظیم اقتصادی و تکیه به توسعه در چند زمینه مشخص، جامعه ایده آل ایجاد خواهد شد. برای همین کوشید با سرعت فزاینده به سوی صنعتی شدن حرکت کرد. تا جایی که سعی کردند، هر چیزی که بسازند بزرگتر و قدرتمندتر از رقبای غربی باشد.
گرچه باید گفت؛ استالین توانست شرایطی ایجاد کند که نه تنها در تسلیحات نظامی که ایجاد نیروگاه های انرژِی، تولید فولاد، سد سازی و نیز راه آهن و حمل نقل و ... با صرف هزینه های سرسام آور و انرژی مضاعف ـ که همه آن بر دوش مردم بود،ـ صنایعی برتر از نمونه غربی آن بسازد. بعد هم با افتخار فراوان ـ و بالطبع تبلیغاتچی های آنها؛ ـ در همه جا این پیشرفت ها را به عنوان افتخارات سیستم سوسیالیستی روسی تبلیغ کردند.
عکس بالا به عنوان نمونه ای از پیشرفت های شوروی بود، سالن مترویی که بزرگتر از سالن اپرا است! به راستی که چه افتخارآمیز. اما هیچ کدام از این پیشرفت ها و توسعه های افتصادی و صنعتی؛ نه تنها الگوی مناسبی برای جامعه محسوب شدند که مانند زنجیری بر گردن این سیستم پیچیدند و در نهایت باعث خفگی و نابودی اش شد.
بنا به گفته مارشال آی گولدمن (استاد دانشگاه هاروارد؛ بخش شوروی شناسی): «اقتصاد اتحاد جماهیر شوروی به جانوری میماند که قسمتهایی از بدن به شکل هیولا مانندی بزرگ شده و بر پیکر نحیف و ناتوانی سنگینی میکند.»
و ا ین همان بلایی بود که محمدرضا شاه؛ با طرح های توسعه اقتصادی و پیشرفت به دروازه تمدن، بر سر ایران آورد. تا جایی که با وجود همه طرح های صنعنی و توسعه اقتصادی که انجام گرفت، کسی به آن توجه ای نکرد و در نهایت منجر به شورشی شد که در اندک زمانی زندگی او را بر باد داد.]
بخش سوم: توسعه طلبی شاه ایران.