انتظار
در سکوت و تاریکی
دفتر خاطرات خویش را میزنم ورق
در کاروان زندگیام شدهام غرق
مغروق در چرخش زمان
ناگفتههایم همه ورق ورق
شرم از هر آنچه کردهام
پیشانیام پر از عرق
لبریزم از رویاهای تلخ
نشسته در مصیبت لحظههای بد
قلم ساکت نشسته در انتظار
کاغذ سفید تشنه یک سطر
+ نوشته شده در ساعت توسط
|