چشم انداز داستان [رادیو زمانه ـ برنامه ای از عباس معروفی]
«داستان چیست؟ پرسشی که همیشه برای بسیاری
مطرح بوده و مطرح است. اما من قصد ندارم به تعاریف رایج و مدون بپردازم.
چیزی که بیشتر برای من اهمیت دارد پرسشهای اساسی دیگری است. ضمن اینکه چه بسا پاسخ آن منجر به یافتن تعریف داستان شود.
البته داستان بیش از هر چیز دربارهی انسان و از او مینویسد. دربارهی جایگاه، موقعیت و از همه مهمتر تنهایی او. ضمن اینکه نوشتن برای نویسنده میتواند گریز باشد و جستجو. گریز از دنیایی که با او سر ناسازگاری دارد. برای همین احساس بیگانگی میکند و گاه پوچی. و جستجو باشد در دنیای داستانی که بتواند لااقل دمی کوتاه احساس آرامش کند. ضمن اینکه نباید فراموش کرد هنگامی این جستجو مهم شمرده میشود که احساس شود این تنهایی او، همیشه یا لااقل در بیشتر موارد به سست شدن یا گسیخته شدن پیوند فرد با خودش همراه بوده است.
اینجاست که نویسنده باید با این واقعیت تلخ روبرو شود و بهجای اندوه و نا امیدی بکوشد با جهان داستان این رشته را مستحکم کند. موضوعی را نیز نباید از نظر دور بداریم؛ انسان تنها موجودی است که میداند تنهاست، و باز تنها موجودی است که دیگری را میجوید.
پس ادبیات، گریز و جستجو است. آنهم جستجویی مدام. میدان عمل آنهم همیشه دنیای انسانی شخصیتهاست، و مواد اولیهی آن خلق، تجسم، انعکاس و حتا تحلیل رفتار و کنش او. آنهم برای درک و شناخت موقعیت انسان در جهان. بنابراین مسئله، انسان و بالطبع، نگاه انسانی، مسئلهی اساسی داستان است و شاید اساسیترین مسئلهی آن.»
دوستان عزیز رادیو زمانه؛ همانطور که میبینید این تعریفها هریک نُتی است که وقتی کنار هم مینشیند و نوشته میشود؛ پارتیتور یک سمفونی شکل میگیرد، و این باب گشوده خواهد ماند تا دیگر نویسندگان معاصر، تعریفهای خود را از داستان برای ما ارسال کنند.
تا برنامهای دیگر، خدا نگهدار